اینجا عشق قدم میزند؛ روایتهایی ناب از جاده اربعین، آنجا که انسان دوباره متولد میشود

✍️ آمنه حسن بیگی
هنوز چند قدم بیشتر برنداشتهای که میفهمی اربعین، یک جاده نیست؛ یک جهان است. جهانی که در آن فاصلهها از میان برداشته میشوند، غریبهها به خانواده تبدیل میشوند و انسان، خودِ گمشدهاش را در میان میلیونها عاشق پیدا میکند.
در این مسیر، کسی از تو نمیپرسد اهل کدام شهر، کشور یا قومیتی. اینجا تنها یک هویت معنا دارد؛ «زائر حسین(ع)». همین یک نام کافی است تا درهای خانهها، موکبها و دلها به رویت گشوده شود.
اربعین را باید زندگی کرد، نه روایت. زیرا بسیاری از صحنههای آن در قاب هیچ دوربینی نمیگنجند. اشک پیرمردی که کفش زائری را جفت میکند، لبخند کودکی که لیوانی آب را با دستان کوچک خود تعارف میکند، بانویی که ساعتها کنار دیگهای غذا ایستاده تا مبادا زائری گرسنه بماند و جوانی که بیهیچ ادعایی ویلچر سالمندی را کیلومترها بر دوش عشق پیش میراند؛ اینها تصویرهایی هستند که بیش از هر سخنی، فلسفه عاشورا را روایت میکنند.
هر موکب، دانشگاهی از ایثار است؛ جایی که درس محبت بدون هیچ چشمداشتی آموزش داده میشود. اینجا بخشیدن، یک انتخاب نیست؛ شیوه زندگی است. خادمان، گویی افتخار میکنند که ناشناس بمانند و تنها خدا شاهد خدمتشان باشد.
مرز مهران نیز در روزهای اربعین، تنها یک گذرگاه نیست؛ قلب تپنده بزرگترین اجتماع عاشقان جهان است. از مأموران انتظامی وراهداران و نیروهای امدادی گرفته تا پزشکان، رانندگان، خبرنگاران، پاکبانان، موکبداران و هزاران داوطلب گمنام، همگی حلقههای زنجیری هستند که نام آن «خدمت به زائر حسین(ع)» است.
برای یک خبرنگار، اربعین یعنی جستوجوی حقیقت در میان ازدحام جمعیت. گاهی بهترین سوژه، نه پشت تریبونها، بلکه در سکوت یک نگاه شکل میگیرد؛ جایی که پیرزنی عراقی با دستان لرزان، گرد و غبار کفش زائری ایرانی را پاک میکند، یا نوجوانی تمام پسانداز یکساله خود را خرج چند بطری آب میکند تا لب تشنهای سیراب شود. این روایتها، تیتر نمیشوند؛ اما در حافظه تاریخ ماندگار خواهند ماند.
پیادهروی اربعین، بزرگترین رسانه جهان است؛ رسانهای که خبرنگارانش میلیونها زائرند و پیامش نه با کلمات، بلکه با رفتار منتقل میشود. زبان مشترک این رسانه، محبت است؛ الفبایش خدمت و مخاطبانش همه انسانهایی هستند که هنوز به خوبی و کرامت ایمان دارند.
راز ماندگاری اربعین نیز در همین روایتهای بیادعا نهفته است؛ روایتهایی که شاید هیچگاه کامل نوشته نشوند، اما در قلب انسانها حک میشوند. هر زائر هنگام بازگشت، تنها سوغات یا عکس به خانه نمیآورد؛ او پیامآور فرهنگی است که در آن ایثار بر منفعت، محبت بر خودخواهی و انسانیت بر همه مرزها غلبه دارد.
اربعین پایان یک پیادهروی نیست؛ آغاز سفری درونی است. سفری که انسان را از «من» به «ما» میرساند و یادآوری میکند که هنوز هم میتوان در دنیای پرهیاهوی امروز، انسان بود؛ میتوان بیمنت بخشید، بیادعا خدمت کرد و بیچشمداشت عشق ورزید.
شاید به همین دلیل است که هر سال میلیونها نفر دوباره راهی این جاده میشوند؛ زیرا اینجا تنها قدمها به سوی کربلا برداشته نمیشود، بلکه دلها نیز به سوی خدا بازمیگردند. اینجا عشق قدم میزند، اشک معنا پیدا میکند و انسانیت، باشکوهترین روایت خود را مینویسد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰