کد خبر : 3838
تاریخ انتشار : یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۹:۳۴

سفیر سلامت، شهید امنیت؛ روایتی از عروج درخشان دکتر محمدرضا عباسی

سفیر سلامت، شهید امنیت؛ روایتی از عروج درخشان دکتر محمدرضا عباسی
حالا از تمام آن روزهای پر از لبخند و خدمت، تنها یک قاب عکس مانده است و یک دلتنگی عمیق و ابدی. امروز، بزرگ‌ترین و تنها آرزوی بازماندگان، دیدار دوباره با سیمای درخشان شهید محمدرضا است؛ آرزویی که در افق روشن وصال، آرام‌بخش دل‌های بی‌قرار خانواده است.

✍️ آمنه حسن بیگی

شکوه شهادت، تنها در ایستادگی صفوف پیکار خلاصه نمی‌شود؛ گاهی در اوج جوانی، در آمیختگی درخشان علم و شجاعت و در نگاه مهربان فرزندی تجلی می‌یابد که مرزهای جغرافیایی وطن را به سنگر خدمت خود بدل می‌سازد.

شهید دکتر محمدرضا عباسی، نمونه بارز همین تلاقی درخشان است؛ متخصصی متولد ۲۰ خرداد ۱۳۷۷ که در اوج جوانی و بالندگی، ردای سپید سلامت و امنیت را هم‌زمان بر تن داشت.

او با تکیه بر دانش خود، قدم در مسیر ایثار گذاشت و در درمانگاه هنگ مرزی مهران، مرهم‌گذار دردهای مرزبانان و حافظان امنیت شد. و سرانجام در ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، در سکوت غریبانه مرزها، جان را فدای آرامش وطن کرد و رفت، اما ردپای مهربانی و عظمتش، نه‌تنها در دل خانواده، بلکه در بستر یک جامعه زنده و سپاسگزار حک شد.

نجوای شب آخر؛ تجلی مهربانی فرزندی:

در میان تمام خاطرات ماندگار، آخرین شب حضور او در خانه، آیینه‌ای از روح بزرگ و سراسر عاطفه اوست. محمدرضا با تمام وجود، نگران قلب رنجور مادر بود. او که خوب می‌دانست راه خطیر مرزبانی چقدر با حادثه گره خورده، در آخرین دقایق با لحنی سرشار از آرامش به مادری که با بیماری قلبی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، گفت:«مامان، اگه صدایی چیزی شنیدی نگران نباشی، اتفاق خاصی نمیفته. تو مشکل قلبی داری، استرس نگیری…»

این کلمات، آخرین درس او در مکتب خانه بود؛ درسی از جنس مراقبت، عشق خالصانه فرزندی و پیش‌بینی صبورانه حوادث، تا مبادا غبار نفوذ استرس و نگرانی، خاطر مادر مهربانش را مکدر کند.

حماسه‌ای از جنس سپاسگزاری مردم و مسئولین:

شکوه واقعی یک شهید زمانی عیان می‌شود که خون پاکش جامعه را به حرکت درآورد. خانواده شهید عباسی شاید هرگز پیش‌بینی نمی‌کردند که شهادت محمدرضا، چنین موج خروشان و بی‌نظیری از همدردی و تکریم را در میان مردم و مسئولان برانگیزد. در همان روزهای نخستین این سوگ بزرگ، نمایندگان مجلس شهرستان بابل در تماس با پدر بزرگوار شهید، مراتب تسلیت و همدردی عمیق خود را اعلام کردند.

این قدرشناسی به تماس‌های اداری ختم نشد؛ به پاس نام بزرگ این دکتر شهید، موکبی به نام و نذر «شهید دکتر محمدرضا عباسی» راه‌اندازی شد که همچنان چراغش روشن و برقرار است. همچنین با کسب اجازه از محضر خانواده، مقرر شد ساختمان دانشگاه علوم پزشکی بابل جهت تکریم، پاسداشت قلم، قدم و خون پاک این مدافع وطن، به نام نامی «دکتر محمدرضا عباسی» نام‌گذاری شود تا نام او برای همیشه بر تارک آموزش پزشکی و جهاد این مرز و بوم بدرخشد.

حالا از تمام آن روزهای پر از لبخند و خدمت، تنها یک قاب عکس مانده است و یک دلتنگی عمیق و ابدی. امروز، بزرگ‌ترین و تنها آرزوی بازماندگان، دیدار دوباره با سیمای درخشان شهید محمدرضا است؛ آرزویی که در افق روشن وصال، آرام‌بخش دل‌های بی‌قرار خانواده است.

دکتر محمدرضا عباسی ثابت کرد که مرزهای وطن، نیازمندِ مرزبانانی از جنس علم و ایمان‌اند؛ او در زمین گمنام و مهربان زیست و در آسمان، نامش جاودانه شد.

راهش پررهرو و نامش در تاریخ افتخارات این ملت مانا باد.

#شهدای_جنگ_رمضان_ایلام
#هر_خبرنگار_راوی_یک_شهید
#بسیج_رسانه_استان_ایلام

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.